آن ها
آفرينش مدام لحظه ها
اوست مهرورز وسعت دهنده ی لطف کننده ی گواهی دهنده

طی دو سال گذشته بعد از اتفاقات ناخوشایندی که برایم افتاد دلتنگی عجیبی پیدا کردم که امتدادش تا حالا ادامه پیدا کرده و شایدم باشه حالا حالاها. یه جور حس از خود گم شدن و دور افتادن از شهودهای تکرار شونده ای که خیلی عادی تلقی میشد برام. بدنبال بازکردن سرچشمه ها سعی کردم البته نه بسیار و شاد شدم از اینکه هنوز کاملا مطرود هستی نشده ام و هست دریچه هایی امیدوار کننده که البته کلیدش برای من کتاب است و مواجه شدن با روح های بی آلایش ...یکیش همین کتاب عوالم خیال نوشته ویلیام چیتیک ( نشر هرمس) که من ریزترین رو با یکی از بی نظیرترین شخصیت هایی که میتونستم آشنا بشم ، آشنا کرد : ابن عربی. دوست نداشتم متن کتاب تموم بشه ، نمیخواستم برخلاف سایر کتابها سریع تموم بشه ، این کتاب و محتویات خیال انگیز و مجذوب کننده اش به همراه افقهایی که سعی میکردم برای خودم متصور بشم آنقدر تاثیر گذار بود که سعی کردم کتابهای دیگری حول این شخصیت و ایده ها و نظراتش را مطالعه کنم. به خودم توصیه میکنم که بارها این کتاب را وقتی که حال خوشی داشتی بخوان...دیگه این کتاب نیایش بود نوشته مهاتما گاندی از نشر نی. این کتاب که سعی میکنم بخشی از نوشته هاش رو اینجا درج کنم گاهی نقش یه جور مبدل فاز رو برای حسهای ولگرد من بازی کرده. گفته های فردی نسبتن معاصر در مورد نیایش و چرایی و چگونگی نیایش. گاندی از نیایش به عنوان هسته و مغز و موتور فعالیتهای اجتماعی و سیاسی اش استفاده کرده که فکر میکنم یکی دو جا هم ذکرکرده بود در کتاب.

نیایش چیزی جز شوقی شدید و برآمده از دل نیست. می توان با زبان، احساسات خود را آشکار کرد، می توان در خلوت یا جمع به بیان احساس پرداخت، ولی شرط صداقت این است که آنچه بیان میکنیم از درونی ترین اعماق قلبمان حاصل شده باشد. نیایش ، ص 51

نیایش حقیقی هرگز بی پاسخ نمی ماند. این سخن بدان معنا نیست که کوچکترین چیزی را هم که از خدا طلب کنیم واقعن به ما عطا می کند. فقط زمانی که خودخواهی را با تلاشی آگاهانه از خود دور کنیم و با خضوع حقیقی به خدا نزدیک شویم، نیایش هایمان پاسخ میگیرند. نیایش ، ص 51

نیایش باید به تزکیه بینجامد و تمامی رفتار ما را دگرگون سازد.اگر کسی گمان می کند انجام نیایش به او این جواز را میدهد که در باقی اوقات روز هرگونه که مایل است رفتار کند، خود و دیگران را می فریبد. این تلقی از نیایش، تحریف و استهزاء آن است. نیایش ، ص 70

همین اندازه موفقیتی که من در تحقق حقیقت و عدم خشونت کسب کرده ام، مرهون نیایش بوده است.

نیایش باید به شکل عروج خودانگیخته قلب نمود یابد. اگر کسی احساس می کند که انجام نیایش، باری است بر دوش او، باید از نیایش بپرهیزد. خدا تشنه نیایش یا ستایش انسان نیست. او همه را با مدارا و صبر می پذیرد، چون عشق محض است. ما اگر حس میکنیم که به او که عطاکننده همه چیز است، مدیونیم، باید به یادش باشیم و از سر شکر و سپاسگزاری مطلق به درگاهش نیایش کنیم. ترس از برانگیختن تمسخر یا ناخرسندی دیگران هرگز نباید انسان را از انجام وظیفه اولیه خود نسبت به خالقش بازدارد. نیایش، ص 70

فكر ميكنم حالا كمي بهتر شد با كمك سايكو
تست
تست

ديدن چهره هاي دوستان و همكاران قديمي خيلي خوب بود و ياد آور خاطره ها...دست
علي م. درد نكنه كه عكس ه رو فرستاد به ايميل..الان هم يه عكس كلوزآپ از علي
ب. رو گذاشتم روي دسكتاپه هموني كه لبخند لب كشيده اي داره و چشمهاي هلالي
كشيده شده و نوك ابروهابه سمت بالا.

امروز داشتم به اين فكر ميكردم كه انگار وضعيت ثابتي رو پيدا كردم.تقريبا
خالي از شور و جنب و جوش كه حس زنده بودن نداره انگار. حسي كه توي دوران
نوجواني و جواني خيلي پررنگ و مشهود بود برام هر روز صبح احساس ميكردم ميتونم
دنيا رو تكون بدم اگه اراده كنم ..خيلي از كارها به نظرم بي ارزش مي اومدن كه
در حال حاضر دارم انجامشون ميدم. چاره اش به نظرم در ايجاد هيجان مصنوعي نيست
. مي توان در مسيري بود كه هم هيجان داشته باشي هم درست ترين كار را انجام
دهي و هم اينكه بعد از گذشت زمان دچار احساس از دست رفتن فرصتها نباشي گرچه
در وضعيت ايده ال هميشه دچار اين حس خواهي بود.

با كسي يار شو كه با او آراسته شوي با كسي يار مشو كه با تو آراسته شود

اين جمله رو تو روزنامه ايران امروز 13 ارديبهشت نوشته بود. اگر كسي بخواد به
اين عمل كنه نميشه يعني يه جور تناقض رو با خودش داره